رستاخیز ایران ۱۰ | « آرتور میلسپاو »

_

من آرتور میلسپاو
مامور بودم تا اقتصاد ایران را به دلار آمریکا گره بزنم و مانع توسعه صنعتی شما شوم.

رستاخیز ایران ۱۰ | « آرتور میلسپاو »

من آرتور میلسپاو هستم؛ مردی که کلید خزانه‌ی ایران را در دوره پهلوی ها در جیب داشت. مأموریت من ساده بود: اقتصاد ایران باید وابسته به اقتصاد آمریکا شود. هر بار که وزرای شما بودجه‌ای برای ساخت کارخانه و ذوب‌آهن می‌خواستند، من به بهانه‌ی «صرفه‌جویی» و «اولویت بازپرداخت وام‌های دلاری» جلویشان را می‌گرفتم. من اقتصاد را طوری قفل کردم که چرخ‌های صنعت شما زنگ بزند و همیشه محتاج واردات بمانید.
همان‌طور که در کتاب خاطراتم اعتراف کرده‌ام سیاست من شدیدا سخت‌گیرانه بود:

«ما مؤدبانه اما با نظمی یکنواخت به درخواست‌ها “نه” می‌گفتیم… تا جایی که ایرانی‌ها به من لقب “دکتر پول نیست” (Dr. Poul Nist) داده بودند.»

اما دوران یکه‌تازی من دوام نیاورد. در مجلس چهاردهم، ملی‌گراها به رهبری دکتر محمد مصدق علیه «اختیارات تام» من قیام کردند. مصدق فریاد زد که تسلط یک خارجی بر مقدرات مالی ملت، توهین به استقلال ایران است. ایستادگی آن‌ها چنان عرصه را بر من تنگ کرد که حنای «دکتر پول نیست» دیگر رنگی نداشت و ناچار به استعفا و خروج از ایران شدم .

منابع

_
  • 1. Millspaugh, A. C. (1946). Americans in Persia. The Brookings Institution. See also Rosenberg, E. S. (1999). Financial missionaries to the world: The politics and culture of dollar diplomacy, 1900-1930. Harvard University Press.
  • 2. اندیشکده راهبردی سعدا
MAAVAN
در انتظار آگاهی LVL 1
✨
رتبه شما ارتقا یافت!

آگاهی شما نسبت به پایداری افزایش یافت.

ثبت‌نام دانشجو

شما در این بخش می‌توانید در دسته‌های مختلف مسئولیت اجتماعی یا همان امر به معروف و نهی از منکر شرکت کنید.