خلاصه آنچه در این مقاله میخوانید:
شهید حسن تهرانی مقدم تنها یک فرمانده نظامی یا متخصص موشکی نبود؛ او مردی بود که در سختترین سالهای جنگ، باور کرد امنیت کشور باید با دانش، تلاش و توان داخلی ساخته شود. زندگی او از محله سرچشمه تهران آغاز شد، با تشکیل یگان موشکی سپاه و حرکت به سوی فناوری بومی ادامه یافت و در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ به شهادت رسید. این روایت، داستان پدر موشکی ایران است؛ فرماندهای که شکستهای پیدرپی را به تجربه تبدیل کرد، به جوانان اعتماد داشت و فرهنگ خودباوری را به میراث گذاشت.
خلاصه آنچه در این مقاله میخوانید:
شهید حسن تهرانی مقدم تنها یک فرمانده نظامی یا متخصص موشکی نبود؛ او مردی بود که در سختترین سالهای جنگ، باور کرد امنیت کشور باید با دانش، تلاش و توان داخلی ساخته شود. زندگی او از محله سرچشمه تهران آغاز شد، با تشکیل یگان موشکی سپاه و حرکت به سوی فناوری بومی ادامه یافت و در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ به شهادت رسید. این روایت، داستان پدر موشکی ایران است؛ فرماندهای که شکستهای پیدرپی را به تجربه تبدیل کرد، به جوانان اعتماد داشت و فرهنگ خودباوری را به میراث گذاشت.
جمله آغازین از شهید حسن تهرانی مقدم
«فقط کسانی که قبر دارند، میتوانند در یگان موشکی بمانند.»
(جملهای که او در روزهای سختِ شکلگیری یگان موشکی برای متعهد کردنِ یارانش به زبان آورد.)
از کوچه پسکوچههای انقلاب تا قلههای بازدارندگی
بیوگرافی حسن تهرانی مقدم، داستانِ «خواستن و توانستن» در سختترین شرایط تاریخ ایران است. او در سال ۱۳۳۸ در محله سرچشمه تهران به دنیا آمد. از همان دوران نوجوانی، روحیهای پرسشگر داشت. وقتی انقلاب اسلامی در سال ۵۷ به پیروزی رسید، حسن یکی از جوانانی بود که بیدرنگ برای حفاظت از آرمانهای نوپا، وارد میدان شد. او از تشکیلدهندگان اصلی سپاه پاسداران بود، اما تقدیر، نقشه بزرگتری برای او کشیده بود.
وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد، ایران در بسیاری از جبههها با دست خالی میجنگید. در آن سالهای تاریک که شهرها زیر آتشِ بیامانِ موشکهای دشمن بودند و دنیا حتی سیمخاردار هم به ایران نمیفروخت، حسن تهرانی مقدم یک تصمیمِ جسورانه گرفت: «ما باید خودمان بسازیم.»
او که در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود، با هوشِ سرشارِ خود و همراهی تیمی از نخبگان، به سراغِ مهندسی معکوسِ موشکهای غنیمتی رفت. روزهای اول، روزهایِ شکستهای پیدرپی بود. موشکها شلیک نمیشدند، یا مسیر را گم میکردند. اما حسن خسته نشد. او به تکتکِ قطعاتِ موشکها به چشمِ یک معمای حلشدنی نگاه میکرد. در خاطرات یارانش آمده است که او گاهی روزها و شبها را در سایتهای پرتاب و کارگاههای کوچک سپری میکرد.
نقطه عطفِ زندگی او، تبدیلِ دانشِ تئوری به قدرتِ بازدارندگی بود. او توانست از هیچ، یگانی را بنا کند که امروز ستون فقراتِ دفاعی کشور است. او معتقد بود که امنیت، خریدنی نیست؛ بلکه ساختنی است. تهرانی مقدم، در حالی که در مسیرِ توسعهِ پروژهای فوقِ سری برای افزایشِ قدرتِ موشکی کشور بود، در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ در انفجاری در سایتِ نظامی ملارد به همراهِ جمعی از یارانش به شهادت رسید. اما میراثِ او، یعنی همان موشکهای زمینبهزمین که امنیتِ آسمانِ ایران را تضمین کردهاند، باقی ماند.
لحظاتِ سرنوشتساز در تاریخِ دفاعی ایران
- آغاز جنگ و احساس ضرورت: درکِ این نکته که ایران بدون توانِ موشکی، در برابر دشمن بیدفاع است.
- ایجاد یگان موشکی سپاه: تشکیلِ تیمی که هسته مرکزی صنعت موشکی ایران شد.
- دستیابی به تکنولوژی بومی: عبور از مهندسی معکوس و رسیدن به طراحی و ساختِ موشکهای کاملاً ایرانی (شهاب و پس از آن).
- شهادت در راه هدف: شهادت در حینِ آزمایشهای نهاییِ پروژهای که هدفش افزایشِ دقتِ موشکها بود.
معنویتی که چاشنیِ موشکها بود
اگر فکر میکنید حسن تهرانی مقدم تنها یک نظامیِ خشک و جدی بود، سخت در اشتباهید. او ترکیبی عجیب از تخصصِ فنی و لطافتِ روح بود. او نه تنها یک مهندس، بلکه یک عارفِ عملی بود. همکارانش روایت میکنند که او درِ اتاقش را به روی همه باز میگذاشت. او بیش از آنکه فرمانده باشد، یک «مربی» بود.
روایت یک شاهد
یکی از همکارانش میگفت: «یکبار که از شکستِ یکی از آزمایشهای موشکی، بچهها بهشدت روحیه خود را باخته بودند، حسن واردِ کارگاه شد. دید همه گوشهای نشستهاند و ناامیدند. نه فریاد زد، نه توبیخ کرد. نشست کنارشان، چای ریخت و شروع کرد به گفتنِ خاطراتِ امام (ره) و اینکه چطور با دستِ خالی به پیروزی رسیدیم. او با لبخندش، انگار به موشکها روح میدمید.»
او معتقد بود که برای کارِ موشکی، قبل از نبوغِ مهندسی، به «اخلاص» نیاز است. تهرانی مقدم همیشه میگفت که این موشکها ابزارِ عزتِ یک ملتاند و کسی که روی آنها کار میکند، باید انسانی تهذیبیافته باشد. او در محیطِ کار، خستگیناپذیر بود؛ گاهی برای حلِ یک مشکلِ فنیِ کوچک، ساعتها فکر میکرد و هرگز از مشاوره گرفتن از جوانترین نیروهای تیمش ابایی نداشت.


پدر موشکی ایران
درسهایِ مدیریتیِ پدرِ موشکی برای نسلِ امروز
شهید حسن تهرانی مقدم تنها یک نظامی نیست؛ او الگویِ تمامعیارِ «کارآفرینیِ دفاعی» است. چرا باید از او الگو گرفت؟
تبدیل تهدید به فرصت
او در شرایطی که تحریمهای جهانی علیه ایران اعمال شده بود، ناامید نشد و «تحریم» را موتور محرکِ پیشرفتِ خود کرد.
رهبریِ توزیعشده
او با اعتماد به جوانانِ دانشجو و نیروهایِ خلاق، به آنها فرصتِ دیده شدن داد؛ چیزی که امروز در بسیاری از سازمانها حلقه مفقوده است.
سرسختیِ خلاقانه
او درس داد که برای حلِ مشکلات، نباید به راههایِ رفتهی دیگران تکیه کرد؛ گاهی باید جادهای جدید ساخت.
برای نسلِ جوانِ امروز، شهید تهرانی مقدم نمادِ این است که اگر به توانِ داخلی ایمان داشته باشیم، میتوانیم در لبهی تکنولوژیِ جهان حرکت کنیم.


کارآفرین دفاعی...
میراث ماندگار شهید حسن تهرانی مقدم
میراثِ او فقط در موشکهای «شهاب»، «قدر» یا «سجیل» نیست. میراثِ اصلیِ او، «فرهنگِ خودباوری» است. او ساختاری را پایهگذاری کرد که پس از شهادتش نیز متوقف نشد و روز به روز قدرتمندتر شد. امروز، صنعت موشکی ایران به عنوان یکی از ستونهای اصلیِ بازدارندگیِ کشور، مدیونِ همان بذرِ کوچکی است که او در دهه ۶۰ در دلِ خاکِ ایران کاشت.
آخرین کلام از شهید حسن تهرانی مقدم
«روی سنگ قبرم بنویسید: اینجا مدفنِ کسی است که میخواست اسرائیل را با موشکهایش نابود کند.»
(این جمله، آرزویِ قلبیِ او بود که نشاندهنده عمقِ دغدغهی استراتژیکش برای امنیتِ ایران است.)
زیرا او اولین کسی بود که یگانِ موشکیِ سپاه را در دوران جنگ تأسیس کرد و با مدیریتِ خود، ایران را از یک واردکننده موشک به یک قدرتِ موشکیِ بومی تبدیل کرد.
او در ۲۱ آبان ۱۳۹۰ در حین انجام فعالیتهای تحقیقاتی و آزمایشِ موشکی در پادگانِ شهید مدرس در ملارد، بر اثرِ انفجارِ زاغه مهمات به همراه جمعی از همکارانش به شهادت رسید.
دستیابی به تکنولوژیِ ساختِ موشکهای میانبرد و دوربردِ سوختِ جامد و مایع با دقتِ بسیار بالا که بازدارندگیِ نظامیِ کشور را به شدت افزایش داد.
او در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کرده بود و دانشِ نظامیِ خود را به صورتِ تجربی، عملیاتی و مطالعاتی در دورانِ جنگ و پس از آن به دست آورد.
با مطالعه کتابهایی نظیر «مردی با آرزوهای دوربرد» که روایتی مستند از زندگی و نبوغِ اوست، میتوان ابعادِ شخصیتیِ این دانشمندِ نظامی را بهتر شناخت.


بدون دیدگاه