خلاصه آنچه در این مقاله میخوانید:
دکتر پرویز شهریاری فقط یک ریاضیدان نبود؛ یک معلم واقعی بود که ریاضی را با انسانیت قاطی کرد. او از کرمان شروع کرد، با عشق به یادگیری رفت دانشگاه تهران، و بعد همه عمرش را گذاشت برای اینکه آموزش را ساده، شیرین و مفید کند. شهریاری باور داشت معلم باید فقط فرمول یاد ندهد؛ باید فکر کردن، دقت، صداقت و احترام به آدمها را هم یاد بدهد. او دهها کتاب نوشت و ترجمه کرد تا ریاضی از یک درس خشک و سخت، تبدیل شود به چیزی قابل فهم و دوستداشتنی. بین شاگردها و همکارها هم به فروتنی، آرامش و سادهزیستی معروف بود. هیچوقت خودش را بزرگ نکرد؛ همیشه روی روشن کردن ذهن دیگران تمرکز داشت. جام در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ همراه خانوادهاش در حمله رژیم صهیونیستی به شهادت رسید. نام او با علم، تواضع، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه گره خورده است.
خلاصه آنچه در این مقاله میخوانید:
دکتر پرویز شهریاری فقط یک ریاضیدان نبود؛ یک معلم واقعی بود که ریاضی را با انسانیت قاطی کرد. او از کرمان شروع کرد، با عشق به یادگیری رفت دانشگاه تهران، و بعد همه عمرش را گذاشت برای اینکه آموزش را ساده، شیرین و مفید کند. شهریاری باور داشت معلم باید فقط فرمول یاد ندهد؛ باید فکر کردن، دقت، صداقت و احترام به آدمها را هم یاد بدهد. او دهها کتاب نوشت و ترجمه کرد تا ریاضی از یک درس خشک و سخت، تبدیل شود به چیزی قابل فهم و دوستداشتنی. بین شاگردها و همکارها هم به فروتنی، آرامش و سادهزیستی معروف بود. هیچوقت خودش را بزرگ نکرد؛ همیشه روی روشن کردن ذهن دیگران تمرکز داشت.
دکتر پرویز شهریاری در سال ۱۳۰۵ در شهر کرمان، در خانوادهای ساده و زحمتکش چشم به جهان گشود. کودکیاش در کوچههایی گذشت که صدای کار و تلاش با سکوتِ کتاب در ذهنش درآمیخته بود. پدرش مردی درستکار و مادرش زنی دلسوز بود؛ آموزگار نخست او در صبر و انسانیت. عشق به یادگیری از همان سالهای نخست در وجودش جوانه زد و تا پایان عمر، او را به جستوجوگری آرام، اما خستگیناپذیر بدل کرد.
تحصیلات ابتدایی را در کرمان به پایان رساند و سپس، با استعدادی چشمگیر در ریاضیات، راهی تهران شد. در دانشگاه تهران رشتهی ریاضی را برگزید و با نبوغی کمنظیر، خیلی زود جایگاهی در میان بهترین دانشجویان یافت. نگاه او به علم، فراتر از فرمول و عدد بود؛ ریاضیات را زبان نظم جهان میدانست. پس از دریافت مدرک کارشناسی، تدریس را آغاز کرد و حتی در روزهای دشوار معیشت، تدریس برایش کار نبود، دین بود؛ رسالتی برای روشن کردن ذهنها.
فعالیتهای فرهنگی و علمی دکتر شهریاری گسترده و اثرگذار بود. او از نخستین کسانی بود که آموزش ریاضی را با روحی انسانی و اجتماعی پیوند زد. به باور او، علم باید انسان را آزاد کند، نه گرفتار عدد و واژه. همین نگرش باعث شد در دورانهای گوناگون، صدها دانشآموز و دانشجو از اندیشههایش بهرهمند شوند. شهریاری نهتنها استاد ریاضی، بلکه مترجم و نویسندهی صدها کتاب و مقاله بود که در گسترش فرهنگ آموزشی نقش بیبدیلی داشت. او بیش از پنجاه کتاب در زمینهی ریاضی، منطق، فلسفهی علم، و تاریخ دانش ترجمه یا تألیف کرد؛ آثاری چون ریاضیات برای همه، سفر به جهان عددها و چرا باید ریاضیات آموخت؟ از پرخوانندهترین کتابهایش بودند.
در کنار فعالیتهای علمی، دکتر شهریاری فردی فرهنگی و مردمدوست بود. سالها در نشریات علمی–فرهنگی، از جمله در مجلاتی چون دانشمند، کیهان فرهنگی، و آموزش ریاضی قلم زد و تلاش کرد زبان علم را به زبان دل مردم نزدیک کند. او بر این باور بود که آموزش فقط انتقال دانش نیست، بلکه ساختن انسانِ خردمند است. همکارانش میگفتند شهریاری هرگز شاگرد را کوچک نمیدید؛ همیشه با نرمی سخن میگفت و اعتقاد داشت «هر ذهن، چراغی است که باید با احترام روشن شود.»
در دوران پیش از انقلاب، او علاوهبر فعالیت علمی، نگاه انتقادی و اجتماعی نیز داشت. از کسانی بود که آرمان عدالت و آزادی اندیشه را با تربیت نسل جوان پیوند زد، بیآنکه خود را در مرز سیاست تعریف کند. در سالهای پرآشوب آن دوره، شهریاری همچنان به آموزش و فرهنگ وفادار ماند و معتقد بود اصلاح واقعی جامعه از کلاس درس آغاز میشود، نه از شعار.
پس از انقلاب، دکتر شهریاری در جایگاههای علمی و آموزشی متعددی فعالیت کرد؛ از جمله در تدوین برنامههای آموزش ریاضی، همکاری با انجمن ریاضی ایران، و تدریس در دانشگاهها و دبیرستانهای ممتاز تهران. او بارها برای سادهسازی و فارسیسازی واژههای علمی پیشنهادهایی داد و در رشد زبان علمی فارسی سهم بزرگی داشت. شاگردانش او را نه فقط معلمی فرهیخته، بلکه انسانی متواضع و صمیمی میدانستند که همواره با آرامشی پدرانه سخن میگفت.
نقش او در فرهنگ عمومی کشور نیز کمنظیر بود. هم در مدارس، هم در نشریات، هم در کانونهای فکری، صدای شهریاری صدای احترام به عقل و انسان بود. از دید همکارانش، او متخصصی در تربیت «معلمِ واقعی» بود؛ کسی که میدانست آموزش یعنی به شوق آوردن ذهنها، نه فقط پر کردن حافظهها. بسیاری از معلمان و اساتید نسلهای بعدی، او را الگویی اخلاقی و علمی میدانند.
روزهای پایانی عمرش در آرامش و میان کتابها گذشت. در سالهای آخر، گرچه جسمش رنجور بود، ذهنش همچنان پویا و لبخندش زنده بود. او تا آخرین لحظه نوشت و آموخت. در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱، چشم از جهان فروبست؛ بیهیاهو و در سکوتی شایستهی شأن علمیاش. شاگردانش نوشتند: «او همانگونه که زندگی کرد، رفت؛ آرام، فروتن، و روشنتر از بسیاری که هنوز میان ما هستند.»
امروز، نام دکتر پرویز شهریاری نه فقط بر جلد کتابها و نشریات، که در ذهن هزاران دانشآموز و معلمِ دوستدار علم روشن است. او یکی از ستونهای فرهنگ علمی معاصر ایران بود؛ مردی که ریاضیات را از انزوا بیرون آورد و به آن روحی انسانی بخشید. زندگیاش گواه پیوند مقدس میان علم و اخلاق بود؛ سفری از عدد تا انسان، از یادگیری تا روشنایی.
پرویز شهریاری در نوشتهها و گفتوگوهایش همواره بر این نکته تأکید داشت که دانش، بهویژه ریاضیات، بدون پیوند با اخلاق و مسئولیت انسانی ناقص است. او آموزش را صرفاً انتقال فرمول و روش نمیدانست، بلکه آن را فرآیندی برای پرورش «انسانِ اندیشمند» تلقی میکرد. در مقالات و یادداشتهایش بارها به این معنا اشاره کرده که معلم، پیش از هر چیز، مسئول شکلدادن به منش فکری و صداقت علمی شاگردان است.
در نگاه شهریاری، راستگویی، دقت علمی و احترام به عقل جمعی از اصول خدشهناپذیر کار دانشگاهی بود. او نسبت به سطحینگری در آموزش و استفاده ابزاری از علم هشدار میداد و معتقد بود که ریاضی، اگر درست آموزش داده شود، میتواند ذهن انسان را به نظم، صبوری و انصاف عادت دهد. همین باور سبب شد بخش مهمی از عمر خود را صرف تألیف و ترجمهی کتابهای آموزشی برای سطوح مختلف، بهویژه نوجوانان و دانشآموزان مناطق کمتر برخوردار، کند.
از خلال آثارش میتوان به تصویری روشن از اخلاق فردی او رسید: سادهزیستی، پرهیز از خودنمایی علمی و وفاداری به اصول حرفهای. شهریاری هیچگاه علاقهای به برجستهسازی نام خود نداشت و در مقدمهی بسیاری از کتابهایش، نقش همکاران و معلمان پیشین را با احترام یاد میکرد. این رویکرد، نشاندهندهی تواضعی آگاهانه و ریشهدار بود، نه صرفاً خصلتی شخصی.
در مجموع، آنچه از نوشتهها و مسیر فکری پرویز شهریاری برمیآید، چهرهی انسانی است آرام، منضبط و مسئول؛ مردی که به قدرت تربیتی علم ایمان داشت و باور داشت اگر آموزش با وجدان همراه نشود، حتی دقیقترین دانشها نیز میتوانند بیاثر یا گمراهکننده باشند. میراث فکری او، بیش از هر چیز، یادآور پیوند ماندگار عقل، اخلاق و آموزش صادقانه است.
آنچه امروز از پرویز شهریاری مانده است، فقط نام یک استاد یا ریاضیدان برجسته نیست؛ جریانی ماندگار در آموزش، اخلاق علمی و فرهنگ دانایی است. در خانواده، او بهعنوان پدری اهل گفتوگو و اندیشه شناخته میشد؛ کسی که یاد داد پرسیدن، اندیشیدن و مستقل فکر کردن، ارزشمندتر از حفظ پاسخهای آماده است. این نگاه، به نسل بعد منتقل شد و در شیوهی زیستن و نگاه آنان به علم اثر گذاشت.
یادگارهای ملموس او، بیش از هر چیز در کتابها و آثار آموزشیاش تجلی یافتهاند؛ دهها کتاب تألیفی و ترجمه در حوزهی ریاضیات که سالهاست در مدارس و دانشگاهها تدریس میشوند. این آثار، با زبانی روشن و دقیق، ریاضی را از دانشی ترسناک به ابزاری برای فهم جهان تبدیل کردند. افزون بر آن، یادداشتها، مقدمهها و نوشتههای آموزشی او هنوز الهامبخش معلمان و مؤلفان جوان است.
اثر فرهنگی شهریاری را میتوان در نسل گستردهای از دانشجویان و معلمان دید که با روش او پرورش یافتند؛ نسلی که ریاضی را نه صرفاً برای امتحان، بلکه برای پرورش ذهن منظم و مسئول میآموزد. امروز، نام او تداعیگر پیوند علم با وجدان، آموزش با انسانیت، و دانایی با فروتنی است؛ میراثی آرام، اما عمیق و ماندگار.



بدون دیدگاه