رستاخیز ایران ۲۰ | « آنتونی پارسونز »

من آنتونی پارسونز، سفیر آمریکا در ایران، شاهد زننده ترین نوع تضاد میان فخرفروشی نوکیسگان شمال شهر ووضع تهوع آور توده های مردم در جنوب شهر تهران بودم.
من آنتونی پارسونز هستم، سفیر آمریکا در ایران که در سالهای سرنوشتساز ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹ میلادی مسئولیت سفارت کشورم در تهران را بر عهده داشتم.
ایران در آن روزگار برای من سرزمینی مملو از تضادهای خیرهکننده بود زنندهترین نوع تضاد
در خودنمایی و فخرفروشی طبقات مرفه و نوکیسههای شمال شهر و وضع فلاکت بار و آشفته تودههای مردم در جنوب تهران مشاهده میشد.این شهر در واقع به دو سیارهی کاملاً بیگانه از هم تقسیم شده بود؛ شمالِ ثروتمند که شباهت بسیاری به ایالت کالیفرنیای آمریکا داشت و جنوبِ فقیری که بیننده را به یاد دوران سیاه قرون وسطی میانداخت. اگرچه تزریق انبوه پول نفت پس از سال ۱۹۷۳ [۱۳۵۲] میلادی ظاهر شهر را تغییر داده بود، اما همین ثروت بادآورده باعث بروز تورمی جدی شد که حتی طبقهی متوسط و مدیران دولتی را نیز درهم شکست، به طوری که گاهی یک کارمند ناچار بود تا ۷۰ درصد از کل حقوق ماهانهی خود را صرفاً برای هزینهی سرسامآور اجارهبهای مسکن بپردازد .من با چشمان خود صدهاهزار خانواده را در جنوب تهران دیدم که در حلبیآبادها یا حفرههای غارمانند زندگی میکردند؛ مکانهایی که از ابتداییترین امکانات مانند آب آشامیدنی و فاضلاب محروم بودند و کودکان در میان زبالهها و موشها بزرگ میشدند. این شکاف عمیق طبقاتی و توسعهی نامتوازن، مانند بمب ساعتی عمل میکرد که ثبات ساختار اجتماعی کشور را به شدت تهدید مینمود.
منابع
- 1.Parsons, A. (1984). The Pride and the Fall: Iran 1974-1979. London: Jonathan Cape.
- 2. اندیشکده راهبردی سعدا


بدون دیدگاه